|
|
نوشته شده در سه شنبه 11 مهر 1391
بازدید : 600
نویسنده : اصغر بویه
|
|
دختر در حال راه رفتن…
دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)
رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای…
یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟
یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من!
من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!
:: موضوعات مرتبط:
طنز ,
,
:: برچسبها:
طنز ,
نوشته شده در سه شنبه 11 مهر 1391
بازدید : 575
نویسنده : اصغر بویه
|
|
دختر در حال راه رفتن…
دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)
رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای…
یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟
یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من!
من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!
:: موضوعات مرتبط:
طنز ,
,
:: برچسبها:
طنز ,
نوشته شده در سه شنبه 14 شهريور 1391
بازدید : 772
نویسنده : اصغر بویه
|
|
خوردنی باشد: مثل عسل
ساعات مختلف روز: مثل پگاه، سپیده، سحر
اسم جک و جونور باشد!
اعم از پرنده: مثل پرستو، درنا…
حشره: مثل پروانه
چهارپا: مثل غزال
اسم علف باشد: مثل ریحانه، پونه و…
اسم مکان باشد: مثل صحرا، دریا، خاور، ایران
خیس باشد: مثل شبنم، دریا، ساحل، باران.
و کلا هر اسمی تو این مایه ها باشد اسم دختر و در غیر این صورت اسم پسر می باشد !
:: موضوعات مرتبط:
طنز ,
,
:: برچسبها:
طنز ,
انواع اسم دختران در ایران ! ,
نوشته شده در سه شنبه 14 شهريور 1391
بازدید : 622
نویسنده : اصغر بویه
|
|
1- کار که عار نیست!
2- همه ادما زیبایی خاص خودشون رو دارن
3- پول که شخصیت نمیاره
4- علم بهتر از ثروته
5- فکر کردی چی ، مملکت قانونداره
6- تن آدمی شریفست به جان آدمیت, نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
7- تلاش کنی به هرچی که بخوای میرسی
8- پول چرک کف دسته
9- پدر مادر بچه هاشون رو به یک اندازه دوست دارن
10- خدا ادم ها رو برابر افریده
11- بچه دختر ، پسرش فرق نمیکنه
12- از هر دست بدی از همون دستمیگیری ...
کدوم شماره دروغ نیست؟
:: موضوعات مرتبط:
طنز ,
,
:: برچسبها:
طنز ,
نوشته شده در سه شنبه 14 شهريور 1391
بازدید : 721
نویسنده : اصغر بویه
|
|
كفش هايم كو ؟ !
دم در چيزي نيست .
لنگة كفش من اين جاها بود !
زير انديشة اين جاكفشي !
مادرم شايد ديشب
كفش خندان مرا ، برده باشد به اطاق
كه كسي پا نتپاند در آن
هيچ جايي اثر از كفشم نيست
نازنين كفش مرا درك كنيد
كفش من كفشي بود – كفشستان !
و به اندازة انگشتانم معني داشت . . .
پاي غمگين من احساس عجيبي دارد
شصت پاي من از اين غصه ورم خواهد كرد .
شصت پايم به شكاف سر كفش ، عادت داشت . . .
نبض جيبم امروز
تندتر مي زند از قلب خروسي كه در اندوه غروب
كوپن مرغش باطل بشود . ..
جيب من از غم فقدان هزار و صد و هشتاد و سه چوق
كه پي كفش ، به كفاش محل خواهد داد .
(خواب در چشم ترش مي شكند)
كفش من پاره ترين قسمت اين دنيا بود
(ياد باد آن كه نهاني نظرش با ما بود)
دوستان ! كفش پريشان مرا كشف كنيد !
كفش من مي فهميد كه كجابايد رفت
كه كجا بايد خنديد .
كفش من له مي شد گاهي
زير كفش حسن و جعفر و عباس و علي
توي صف هاي دراز .
من در اين كلة صبح ، پي كفشم هستم
تا كنم پاي در آن ، و به جايي بروم
كه به آن ((نانوايي)) مي گويند !
شايد آنجا بتوان ، نان صبحانةفرزندان را
توي صف پيدا كرد
بايد الان بروم ، . . . اما نه !
كفش هايم نيست ! كفش هايم. . . كو ؟
:: موضوعات مرتبط:
طنز ,
,
:: برچسبها:
طنز ,
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 27 صفحه بعد
|
|
|