نوشته شده در سهشنبه 04 مهر 1391
بازدید : 546
نویسنده : asghar700
|
|
چشم های بسته ی تورو، با بوسه بازش می کنم
قلب شکسته ی تورو، خودم نوازش می کنم
نمی زارم تنگ غروب، دلت بگیره از کسی
تا وقتی من کنارتم، به هر چی می خوای می رسی
خودم بغل می گیرمت، پر می شماز عطر تنت
کاشکی تو هم بفهمی که، می میرم از نبودنت
خودم به جای تو شب ها، بهونه هات و می شمرم
جای تو گریه می کنم، جای تو غصه می خورم
هرچی که دوست داری بگو، حرف های قلبت رو بزن
دل خوشی هات مال خودت، درد دلتبرای من
من واسه ی داشتن تو، قید یه دنیارو زدم
کاشکی ازم چیزی بخوای، تا به تو دنیام و بدم
هرچی که دوست داری بگو، حرفای قلب و بزن
دل خوشی هات مال خودت، درد دلتبرای من
من واسه ی داشتن تو، قید یه دنیارو زدم
کاشکی ازم چیزی بخوای، تا به تو دنیام و بدم
خودم بغل می گیرمت، پر می شماز عطر تنت
کاشکی تو هم بفهمی که، می میرم از نبودنت
خودم به جای تو شب ها، بهونه هات و می شمرم
جای تو گریه می کنم، جای تو
نوشته شده در سهشنبه 04 مهر 1391
بازدید : 415
نویسنده : asghar700
|
|
چشم های بسته ی تورو، با بوسه بازش می کنم
قلب شکسته ی تورو، خودم نوازش می کنم
نمی زارم تنگ غروب، دلت بگیره از کسی
تا وقتی من کنارتم، به هر چی می خوای می رسی
خودم بغل می گیرمت، پر می شماز عطر تنت
کاشکی تو هم بفهمی که، می میرم از نبودنت
خودم به جای تو شب ها، بهونه هات و می شمرم
جای تو گریه می کنم، جای تو غصه می خورم
هرچی که دوست داری بگو، حرف های قلبت رو بزن
دل خوشی هات مال خودت، درد دلتبرای من
من واسه ی داشتن تو، قید یه دنیارو زدم
کاشکی ازم چیزی بخوای، تا به تو دنیام و بدم
هرچی که دوست داری بگو، حرفای قلب و بزن
دل خوشی هات مال خودت، درد دلتبرای من
من واسه ی داشتن تو، قید یه دنیارو زدم
کاشکی ازم چیزی بخوای، تا به تو دنیام و بدم
خودم بغل می گیرمت، پر می شماز عطر تنت
کاشکی تو هم بفهمی که، می میرم از نبودنت
خودم به جای تو شب ها، بهونه هات و می شمرم
جای تو گریه می کنم، جای تو
نوشته شده در سهشنبه 04 مهر 1391
بازدید : 724
نویسنده : asghar700
|
|
در دادگاه عشق ....قسمم قلبم بود ....وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان.
قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به
تنهايي و مرگ كنار چوبه ي دار از من خواستند تا اخرين خواسته ام را بگويم و من
گفتم به تو بگويند: ..... » دوستتدارم «
نوشته شده در سهشنبه 04 مهر 1391
بازدید : 747
نویسنده : asghar700
|
|
گاهی چه غریبانه روزهای تلخ را سر می کنم.
گاهی اوقات چه غریبم.
گاهی چه دلتنگی رویم فشار می آورد.
گاهی اوقات چه دلتنگم.
چه دلگیرم.
چه غمگینم از بی تو بودن
………..
چقدر سخته بی چشمانت ،
بی دستانت ،
بی نگاهت و
بی آغوشت سر کردن.
عشق سکوتی بین من و توست.
عشق سکوت پر از حرف است.
حرفهای ناگفته بین ما.
دلم می خواست مانند پرنده ای بیپروا
در کنارت اوج بگیرم.
ای کاش زودتر
برسد آن روز
که در آغوش هم عاشقانه آرام گیریم.
ای کاش برسد.
نوشته شده در سهشنبه 04 مهر 1391
بازدید : 24
نویسنده : asghar700
|
|
برای تو زندگی می کنم، به عشق تو زنده هستم، اگر نباشی دیگر نیستم
تویی که بودنت به من همه چیزمی دهد، هر جا بروی دلم به دنبالتو می رود…
عشق تو، حضور تو، به من نفس می دهد هوای بودنت
این دیگر اولین و آخرین بار است که دل بستم
نه به انتظار شکستم، نه منتظر کسی دیگر هستم
تو در قلبمی و تنها نیستی، تو مال منی و همه زندگی ام هستی…
همین که احساس کنم تو را دارم، قلبم تند تند می تپد ،
به عشق تو میگذرد روزهای زندگی ام…
به عشق تو می تابد خورشید زندگی ام ،
به عشق تو آن پرنده میخواند آواز زندگی ام
و این است آغاز زندگی ام ، گذشته ها گذشته ، با تو آغاز کردم و با تو می میرم….
به هوای تو آمدن در این هوای عاشقانه چه دلنشین است ،
به هوای تو دلتنگ شدن و اشک ریختن کار همیشگی من است
بودنم به عشق بودن تو است ، اگر اینجا نشسته ام به عشق این انتظار است
در انتظار توام ، تا فردا ، تا هر زمان که بخواهی چشم به راه آمدن توام
خسته نمی شود چشمهایم از این انتظار ، می مانم و می مانم از این خزان تا پایان بهار
تا تو بیایی و او که به انتظارش نشستم را ببینم،
تا چشمهایت را ببینم و دنیای زیبایمرا در آغوش بگیرم
نمی توان از تو گذشت، به خدا نمی توان چشم بر روی چشمهایت بست ،
بگذار تو را ببینم ، تا آخرین لحظه ، تا آخرین حد نفسهایم….
نمیگویم که مرا تنها نگذار ، تو در قلبمی و هیچگاه تنها نمی مانم ، نمی گویم همیشه بمان ،
تا زمانی که هستی من نیز می مانم ، اگر روزی بروی ، دنیا را زیر پا می گذارم ،
نمی گویم تنها تو در قلبمی، نیازی به گفتنش نیست آنگاه که تو همان قلبمی…
قلبی که تنها تپش هایش برای تو است،
زنده ماندن من به شرط تپش های این قلب نیست، به عشق بودن تو
نوشته شده در سهشنبه 04 مهر 1391
بازدید : 543
نویسنده : asghar700
|
|
وقتی که خوابی نیمه شب، تو را نگاه میکنم
زیباییات را با بهار گاه اشتباه میکنم
از شرم سر انگشت من پیشانیات تر میشود
عطر تنت میپیچد و دنیا معطر میشود
گیسوت تابی میخورد، میلغزد از بازوی تو
از شانه جاری میشود چون آبشاری موی تو
چون برگ گل در بسترم میگسترانی بوی خود
من را نوازش میکنی بر مهربان زانوی خود
آسیمه میخیزم ز خواب، تو نیستی اما دگر
ای عشق من بی من کجا؟ تنها نرو من را ببر
من بی تو میمیرم نرو، من بی تو میمیرم بمان
با من بمان زین پس دگر هر چه تو میگویی همان
در خواب آخر عشق من در برگ گل پیچیدمت
میخوابم ای زیباترین در خواب شاید دیدمت
نوشته شده در سهشنبه 04 مهر 1391
بازدید : 412
نویسنده : asghar700
|
|
به بيد گفتم عشق چیست؟ لرزید.
به ابر گفتم عشق چیست؟ بارید.
به باد گفتم عشق چیست؟ وزید.
به پروانه گفتم عشق چیست؟ نالید.
به گل گفتم عشق چیست؟ پرپر شد.
و به انسان گفتم عشق چیست؟
اشک از دیدگانش جاری شد و گفت؟ دیوانگیست!!!
نوشته شده در سهشنبه 04 مهر 1391
بازدید : 382
نویسنده : asghar700
|
|
به بيد گفتم عشق چیست؟ لرزید.
به ابر گفتم عشق چیست؟ بارید.
به باد گفتم عشق چیست؟ وزید.
به پروانه گفتم عشق چیست؟ نالید.
به گل گفتم عشق چیست؟ پرپر شد.
و به انسان گفتم عشق چیست؟
اشک از دیدگانش جاری شد و گفت؟ دیوانگیست!!!
نوشته شده در سهشنبه 04 مهر 1391
بازدید : 400
نویسنده : asghar700
|
|
براي دانلود لينك زير رو كليك كنيد!
http://www.cell11.com/download/symbian/apps/06-11/uQuran.jar
نوشته شده در دوشنبه 03 مهر 1391
بازدید : 3706
نویسنده : asghar700
|
|
براي دانلود لينك زير رو كليك كنيد!
http://www.iransong.com/dl.htm?57825