نوشته شده در دوشنبه 10 مهر 1391
بازدید : 685
نویسنده : asghar700
|
|
سلام ای تنها بهونه واسه ی نفس کشیدن
هنوزم پر می کشه دل واسه به تو رسیدن
واسه ی جواب نامت می دونم که خیلی دیره
بذار به حساب غربت نکنه دلت بگیره
عزیزم بگو ببینم که چه رنگه روزگارت
خیلی دوست دارم تو مهتاب بشینم یه شب کنارت
سرتو با مهربونی بذاری به روی شونم
تو واسم فقط دعا کن آخه دنبال بهونم
حالمو اگر بپرسی خوبه تعریفی نداره
چون بلاتکلیفه عاشق آخه تکلیفی نداره
نکنه ازم برنجی تشنه ام تشنه ی بارون
چقدر از دریا ما دوریم بی گناهیم هردوتامون
بدجوری بهم میریزه گاهی وقتا اتفاقی
تو اگر نباشی از من نمی مونه چیزی باقی
می دونی که دست من نیست بازیای سرنوشت
رو قشنگا خط کشیده زشتا رو واسم نوشته
باز که ابری شد نگاهت بغضتم واسم عزیزه
اما اشکاتو نگهدار نذار اینجوری بریزه
من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقتت تموم شد
باقیشو بگم میبینی گریه هات کلی حروم شد
حال من خیلی عجیبه دوست دارم پیشم بشینی
من نگاهت بکنم تو تو چشمام عشقو ببینی
یادته منو تو داشتیم ساده زندگی می کردیم
از همین چشمه ی شفاف رفع تشنگی مکردیم
یه دفعه یه مهمون اومد عقلمو یه جوری دزدید
دل تو به روش نیاورد از همون دقیقهفهمید
اولش فکر نمی کردم که دلم رو بردهباشه
یا دلم گول چشای روشنش رو خورده باشه
اما نه گذشتو دیدم دل من دیونه تر شد
به تو گفتم و دلت از قصه ی من با خبر شد
اولش گفتم یه حس یا یه احترام ساده
اما بعد دیدم که عشقه آخه اندازش زیاده
تو بازم طاقت آوردی مثل پونه ها تو پاییز
سرنوشت تو سفیده ماجرای من غم انگیز
بدجوری دیونتم من فکر نکن این اعترافه
همیشه نبودن تو کرده این دلو کلافه
میدونم فرقی نداره واست عاشق بودنمن
می دونم واست یکی شد بودن و نبودن من
می دونم دوستم نداری مثل روزای گذشته
من خودم خوندم تو چشمات یه کسی اینو نوشته
اما روح من یه دریاست پر از موج و تلاطم
ساحلش توی و موجاش خنجرای حرف مردم
آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن
رفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن
من که آسمون نبودم اما عشق تو یه ماهه
سرزنش نکن دلم رو به خدا اون بی گناهه
تو که چشمای قشنگت خونه صدتا ستارست
تو که لبخند طلائیت واسه من عمر دوبارست
بیا و مثل گذشته جز به من به همه شک کن
من بدون تو میمیرم بیا و بهم کمک کن
تو که چشمای قشنگت خونه صدتا ستارست
تو که لبخند طلائیت واسه من عمر دوبارست
بیا و مثل گذشته جز به من به همه شک کن
من بدون تو میمیرم بیا و بهم کمک کن
فرستنده متن : الی
نوشته شده در دوشنبه 10 مهر 1391
بازدید : 581
نویسنده : asghar700
|
|
نمیگم خطا نکردم من که ادعا نکردم
همه گفتند بیوفایی من که اعتنا نکردم
عازم سفر شدی تو من دلم میخواست بمونی
واسه موندن تو اما به خدا دعا نکردم
میدونم دوسم نداری حتی قد یه قناری
اما عاشقم هنوزم بدون اشتباه نکردم
ما جایی قرار نذاشتیم جز تو کوچههای رؤیا
این دفه تو اومدی من به قرار وفا نکردم
زیر دین ناز چشمات عمریه دارم میسوزم
تا خاکستری نشه دل دینمو ادا نکردم
اومدن واسه نصیحت به بهونهی یه صحبت
عمرشون کلی تلف شد چون تو رو رها نکردم
راه آسمون که بسته است گرچه قلبامون شکسته است
تا به حال انقدر خدا رو اینجوری صدانکردم
تو منو گذاشتی رفتی خواستی من دیوونهتر شم
باورت نمیشه شاید آخه جون فدا نکردم
نامههای عاشقونه بانشونه بینشونه
اما از کسای دیگه است پس اونا رو وا نکردم
یادته عکستو دادی بذارم تو قاب قلبم
بعد از اون روز دیگه هرگز به کسی نگاه نکردم
تو از اون روزی که رفتی نه تو رفتی که ببینی
تا قیامت هم تو رو من از خودم جدا نکردم
نوشته شده در دوشنبه 10 مهر 1391
بازدید : 544
نویسنده : asghar700
|
|
شعرا که قابل نداره اما همش واسه خودت
فقط نوشتم اینا رو بخاطر تولدت
نگات قشنگه ولی کن یکم عجیب و مبهمه
من از کجا شروع کنم دوست دارم یه عالمه
منو گذاشتی و بازم یه بار دیگه رفتی سفر
نمی دونم شاید سفر برای دردات مرحمه
تا وقتی اینحا بمونی یه حالت عجیبیه
من چه جوری واست بگم بارون قشنگ ونم نمه
هوای رفتن که کنی واسه تو فرقی نداره
اما به جون اون چشات مرگ گلای مریمه
آخرشم دق می کنم تا منو دوست داشته باشی
مردن که از عاشقیه یک دفعه نیست که کم کمه
من نمی دونم تو چرا اینجور نگاهم می کنی
زیر نگاه نافظت نگاه عاشقم خمه
می پرسم از چشمای تو ممکنه اینجا بمونی
می خندی و جواب میدی رفتن من مسلمه
برو، برو به خاطر خودت اما به من یه قول بده
هرجای که دنیای که بری دیگه نشو مال همه
رسم که لحظه ی سفر یادگاری بهم میدن
قشنگترین هدیه ی تو، تو قلب من یه مشت غمه
شاید اینو بهم دادی که همیشه با من باشه
حق با توِ تو راست میگی غمت همیشه پیشمه
دیدی گلا شب که میشه اشکاشونو رو می کنن
یادت باشه چشم منم همیشه غرق شبنمه
تو میریو اسم منو از رو دلت خط میزنی
اسم قشنگ تو ولی همیشه هرجا یادمه
چشمای روشنت یکم کاش که هوای منو داشت
تنها توقعم فقط یه بار جوابه ناممه
فرستنده متن : الی
نوشته شده در سهشنبه 04 مهر 1391
بازدید : 432
نویسنده : asghar700
|
|
کاش که در آن لحظه زیبا
در کنارت می نشستم
کاش در آن ثانیه ها
سر بر شونت می گذاشتم
دلم می خواهد که بال داشتم
و به سویت پر می زدم
کاش در هنگام گفتن دعای سال
با هم زمزمه می کردیم و می خواندیم
اما هر چقدر دور ز هم باشیم
با تمام فریاد هایم می گویم
دوسِــــــــــــــــــــــــــت دارم....
نوشته شده در سهشنبه 04 مهر 1391
بازدید : 465
نویسنده : asghar700
|
|
دکتــرهــا ،
قـرص می دهنـد که فــرامــوشت کنـــم !
خــوابــت را مـی بیــــنم !!!
نوشته شده در سهشنبه 04 مهر 1391
بازدید : 593
نویسنده : asghar700
|
|
چه میداند کسی شاید در آن شب
که چشمانش به تاریکی درخشید
نگاهش انتظار دیگری داشت
که یکدم در نگاهم ماند و لغزید
چه میداند کسی شاید در آن روز
که دزدانه به چشمم چشم میدوخت
بر لبانش حرف دیگری داشت
نگاهش از نگاهم داشت میسوخت...
نوشته شده در سهشنبه 04 مهر 1391
بازدید : 358
نویسنده : asghar700
|
|
کسی که دوستت داره ؛ همش نگرانته
به خاطر همین بیشتر از اینکه بگه دوستت دارم ،
میگه مواظب خودت باش.....
نوشته شده در سهشنبه 04 مهر 1391
بازدید : 503
نویسنده : asghar700
|
|
تو مرا می فهمی
من تو را می خواهم
وهمین ساده ترین قصه یک انسان است
تو مرا می خوانی
من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم
و تو هم می دانی
وجودم تا ابد در دل من می مانی.
نوشته شده در سهشنبه 04 مهر 1391
بازدید : 499
نویسنده : asghar700
|
|
وقتی که دیگر نمیتوانست باشد
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر نمیتوانست بیاید
من در انتظار امدنش نشستم
وقتی که دیگر نمیتواند مرا دوست بدارد من همچنان دوستـــــــــــــــــــــــــــــش دارم
نوشته شده در سهشنبه 04 مهر 1391
بازدید : 533
نویسنده : asghar700
|
|
یه وقتایی آخرش که از طرفتون خداحافظی میکنین
یهو اسمتونو صدا میزنه
وقتی میگین جــانم .
ناغافل جمله ی دوستت دارم رو که میشنوین
یهو دلتون هـــــری میریزه !
این ریختن چقد قشنگه...