|
|
|
نوشته شده در چهارشنبه 22 آذر 1391
بازدید : 1128
نویسنده : asghar700
|
|
*
يه آبادانيه وسط خيابون ايستاده بوده يه هو مي بينه سيل داره همه جا رو مي گيره .
عينک ريبونشو در مي آره مي زاره رو دمپايي ابريش هل مي ده رو آب مي گه تو خودته نجات بده مو يه خاکي تو سروم مي کنم
|
|
|