پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
دانلود آهنك سكوت
نوشته شده در یکشنبه 19 شهریور 1391
بازدید : 520
نویسنده : asghar700
براي دانلود روي لينك زير كليك كنيد!http://en.iransong.com/dl.htm?52033



دانلود آهنك باره ي تنم كجاست از محسن ياحقي
نوشته شده در شنبه 18 شهریور 1391
بازدید : 675
نویسنده : asghar700
براي دانلود روي لينك زير كليك كنيد! http://en.iransong.com/dl.htm?38003



دانلود آهنك ليلي از سينا حجازي!
نوشته شده در شنبه 18 شهریور 1391
بازدید : 886
نویسنده : asghar700
براي دانلود روي لينك زير كليك كنيد!http://en.iransong.com/dl.htm?53482



دانلود آهنك سر من جي اومده از سينا حجازي!
نوشته شده در شنبه 18 شهریور 1391
بازدید : 498
نویسنده : asghar700
براي دانلود روي لينك زير كليك كنيد!http://en.iransong.com/dl.htm?55878



دانلود آهنك ديوانكي از سيامك عباسي!
نوشته شده در شنبه 18 شهریور 1391
بازدید : 930
نویسنده : asghar700
براي دانلود روي لينك زير كليك كنيد!http://en.iransong.com/dl.htm?68013



طنز آباداني!!!
نوشته شده در شنبه 18 شهریور 1391
بازدید : 1358
نویسنده : asghar700
براي خوندن طنزها به ادامه مطلب بريد!!



خنده دار‎!‎‎!‎
نوشته شده در شنبه 18 شهریور 1391
بازدید : 703
نویسنده : asghar700
دیشب یه پشه رو تو هوا گرفتم، تا اومدم تو مشتم لهش کنم دیدم دستم خیس شد، فک کردم خونه، دستمو واکردم دیدم داره گریه میکنه، گفتم چته؟! خودتو زدی به موش مردگی؟ یهو بغضش ترکید و گفت: ای بابا! گوشت که خیلی وقته نمی‌خورید، مرغ هم که شده کیلوئی 8000 تومن، اونم دیگه کسینمی‌خوره، خوناتون مزه تربسفید میده... ما خودمون میخوریم ولی بچه هامون یه هفته‌اس لب به خون نزدن... دیگه بغض امونش نداد مـُرد بقيه در ادامه مطلب!



بازدید : 754
نویسنده : asghar700
ميخواي بدوني جه موقع وقت ازدواجته?يا جه موقع وقت ازدواجت نيست?براي اينكه بدوني به ادامه مطلب برو جواب سوالتو بكير!!



داستان اموزنده بستنی ساده!!!
نوشته شده در شنبه 18 شهریور 1391
بازدید : 641
نویسنده : asghar700
در روزگارى كه بستنى با شكلاتبه گرانى امروز نبود، پسر١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلىشد و پشت میزى نشست. خدمتكار براى سفارش گرفتن سراغش رفت. پسرپرسید: بستنى با شكلات چند است؟ خدمتكار گفت: ۵٠ سنت پسرك پسر كوچك دستش را در جیبش كرد ، تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد . بعد پرسید: بستنى خالى چند است؟ خدمتكار با توجه به این كه تمام میزها پر شده بود و عده‌اى بیرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند، با بی‌حوصلگى گفت : ٣۵ سنت پسر دوباره سكه‌هایش را شمرد و گفت: براى من یك بستنى بیاورید. خدمتكار یك بستنى آورد وصورت‌حساب را نیز روى میز گذاشت و رفت. پسر بستنى را تمام كرد، صورت‌حساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت كرد و رفت. هنگامى كه خدمتكار براى تمیز كردن میز رفت، گریه‌اش گرفت. پسر بچه روى میز در كنار بشقاب خالى، ١۵ سنت براى او انعام گذاشته بود



معنایی واقعی عشق‎!‎‎!‎‎!‎
نوشته شده در شنبه 18 شهریور 1391
بازدید : 633
نویسنده : asghar700
معنایی واقعی عشق شیوانا با دو تن از شاگردانش همراه کاروانی به شهری دور می رفتند.با توجه به مسافت طولانی راه و دوری مقصد طبیعی بود بسیاری از مردان کاروان بدون همسرانشان و تنها سفر میکردنند و وقتی به استراحتگاه می رسیدند بقيه در ادامه!



ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید