نوشته شده در پنجشنبه 16 شهریور 1391
بازدید : 796
نویسنده : asghar700
|
|
منبع:وب مريم
تو همونی که تو خنده هام شریکی
توی درد و غصه ها واسم طبیبی
تو همون رویای پاکی که توی شبهای من بود
که توی شبهای من بود
**********
از خدا میخوام همیشه که کنار تو بمونم
شمع باش پروانه میشم تا کنار تو بسوز
وقتی چشمات گریه میکرد ارزوم بود که بمیرم
کاش بودم کنارت ای گل تا که دستات رو بگی...
نوشته شده در پنجشنبه 16 شهریور 1391
بازدید : 817
نویسنده : asghar700
|
|
منبع:وب مريم
نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...
نميخوام بگم که دوستت دارم.
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم...
نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم ...
چون دنيا يه روز تموم ميشه ...
نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...
نميخوام بگم که دوستت دارم.
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم.. .
نوشته شده در پنجشنبه 16 شهریور 1391
بازدید : 813
نویسنده : asghar700
|
|
منبع:وب مريم
خدايا، تو را مي خوانيم
وقتي قلبهايمان كوچكتر از غصههايمان ميشود
وقتي نميتوانيم اشكهايمان را پشت پلكهايمان مخفي كنيم
و بغضهايمان پشت سرهم ميشكند
وقتي احساس ميكنيم
بدبختيها بيشتر از سهمماناست
و رنجها بيشتر از صبرمان؛
وقتي اميدها ته ميكشد
و انتظارها به سر نميرسد
وقتي طاقتمان تمام ميشود
و تحملمان هيچ ...
آن وقت است كه مطمئنيم به تو احتياج داريم
و مطمئنيم كه تو
فقط تويي كه كمكمان ميكني ...
آن وقت است كه تو راصدا ميكنيم
و تو را ميخوانيم
آن وقت است كه تو راآه ميكشيم
تو را گريه ميكنيم
و تو را نفس ميكشيم
وقتي تو جواب ميدهي،
دانهدانه اشكهايمان را پاك ميكني
و يكي يكي غصهها را از دلمان برميداري
گره تكتك بغضهايمان را باز ميكني
و دل شكستهمان را بند ميزني
سنگيني ها را برميداري
و جايش سبكي ميگذاري و راحتي؛
بيشتر از تلاشمان خوشبختي ميدهي
و بيشتر از حجم لبهايمان، لبخند
خوابهايمان را تعبير ميكني
و دعاهايمان را مستجاب
آرزوهايمان را برآورده مي کني؛
قهرها را آشتي ميدهي
و سختها را آسان
تلخها را شيرين ميكني
و دردها را درمان
نااميدي ها، همه اميد ميشود
و سياهيها سفيد سفيد ...
خداوندا !
تنها تو را صدا ميکنيم
و فقط تو را مي خوانيم
نوشته شده در پنجشنبه 16 شهریور 1391
بازدید : 628
نویسنده : asghar700
|
|
منبع:وب مريم
به نام بي نام او بيا تا شروع كنيم
در امتداد شب نشينيم و طلوع كنيم
مهم نيست چگونه و چطور وچند
به يك تلنگر ساده بيا تا رجوع كنيم
ببين كه خاك چگونه به سجده افتاده است
چرا غرور و تفاخر، بيا تا ركوع كنيم
نوشته شده در پنجشنبه 16 شهریور 1391
بازدید : 826
نویسنده : asghar700
|
|
منبع:وب مريم
وقتی بارون نگاهت رو به نگاهم ریختی دلم زنده شد
وقتی با دلت قدم به دلم گذاشتی زلزله ی شدیدی رو توی قلبم حس کردم
وقتی اومدی تموم تنهاییهام رو با خودت بردی
از همون اول میدونستم اومدی که توی قلبم بمونی برای همیشه
پس ای نازنین!
ای تنها مونس!
ای عشق:
بمون تا بمونم
نوشته شده در پنجشنبه 16 شهریور 1391
بازدید : 682
نویسنده : asghar700
|
|
منبع:وب مريم
با حس عجيبي ، با حال غريبي
دلم تنگته
پر از عشق و عادت ، بدون حسادت
دلم تنگته
گله بي گلايه ، بدون کنايه
دلم تنگته
پر از فکر رنگي ، يه جور قشنگي
دلم تنگته
تو جايي که هيچکي ، واسه هيچکي نيستو
همه دل پريشان ، دلم تنگ تنگه
واسه خاطراته که کهنه نميشن ، دلم تنگ تنگه
براي يه لحظه کنار تو بودن ، يه شب شد هزار شب
که خاموشو خوابن چراغاي روشن
منه دل شکسته با اين فکرخسته
دلم تنگته
با چشماي نمناک ، تر و ابريو پاک
دلم تنگته
ببين که چه ساده ، بدون اراده
دلم تنگته
مثل اين ترانه ، چقدر عاشقانه
دلم تنگته
دلم تنگته
نوشته شده در پنجشنبه 16 شهریور 1391
بازدید : 736
نویسنده : asghar700
|
|
منبع:وب مريم
چه زيبا! گفتم دوستت دارم !
چه صادقانه پذيرفتي!
چه فريبنده ! آغوشم برايت باز شد !
چه ابلهانه! با تو خوش بودم!
چه کودکانه ! همه چيزم شدي!
چه زود ! به خاطره يک کلمه
مرا ترک کردي !
چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم !
چه حقيرانه! واژه غريبه خداحافظي
به من آمد!
چه بيرحمانه! من سوختم
عشق يعني پاکي و صدق وصفا
خود شناسي حق شناسي از وفا
عشق يعني دور بودن از خطا
بنده بودن خلوت دل با خدا
عشق يعني نفس را گردن زدن
پاک و طاهر گشتن روح و بدن
ع شق يعني صيقل زنگار دلديدن
اسرار غيب در جام دل
عشق با غرور زيباست
ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن
ديوار غرور گدايي کني.. .
آن وقت است که
ديگر عشق نيست صدق ه است
نوشته شده در پنجشنبه 16 شهریور 1391
بازدید : 612
نویسنده : asghar700
|
|
منبع:وب مريم
دستانم گرمی دستانت را می خواهد پس دستانم را به تو میدهم
قلبم تپش قلبت را می خواهد پس قلبم را به تو میدهم
چشمانم نگاه زیبایت را می خواهد
پس نگاهم از آن توست
عشقم تمامی لحظات تو را می خواهند
وبرای با تو بودن دلتنگی میکنند
دل من همانند آسمان ابری از دوری تو ابری است
درخشش چشمانم همانند خورشید درخشان
انتظار چشمانت را می کشند
پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را فراموش کن د
من هرگزفراموشت نخواهم کرد.
عاشـــــــقـــــــــانـــــــه
دوســــــتت
خواهــــــــــم داشـــــــــــت.
نوشته شده در پنجشنبه 16 شهریور 1391
بازدید : 739
نویسنده : asghar700
|
|
حافظ کنار عکس تو من باز نیت میکن م
انگار حافظ با من و من با تو صحبت میکنم
وقت قرار ما گذشت و تو نمی دانم چرا
دارم به این بد قولیت دیریست عادت میکنم
چه ارتباط ساده ای بین من وتقدیر هست
تقدیر و ویران میکند من هم مرمت می کنم
در اشتباهی نازنین تو فکر کردی این چنین
من دارم از چشمان زیبایت شکایت می کنم
نه مهربان من بدان بی لطف چشم عاشقت
هر جای دنیا که روم احساس غربت می کنم
بر روی باغ شانه ات هر وقت اندوهی نشست
در حمل بار غصه ات با شوق شرکت میکنم
یک شادی کوچک اگر از رویبام دل گذشت
هر چند اندک باشد آن را با تو قسمت میکنم
خسته شدی از شعر من زیبا اگر بد شد ببخش
دلتنگ و عاشق هستم اما رفع زحمت میکنم
نوشته شده در پنجشنبه 16 شهریور 1391
بازدید : 3134
نویسنده : asghar700
|
|
گه تو از پیشم بری سر به بیابون می ذارم
هر چی گل شقایقه رو خاک مجنون می ذارم
اگه تو از پیشم بری من خودم و گم می کنم
به عمر تو رو شرمنده حرفای مردم می کنم
اگه تو از پیشم بری دل روبه دریا می زنم
غرور خورشید و با برف آرزوها می شکنم
اگه تو از پیشم بری کار من آوارگیه
خلاصه شو واست بگم که آخر زندگیه
اگه بری شکایت تو رو به دریا میکنم
شقایقای عالم و من بی تو رسوا میکنم
اگه تو از پیشم بری زندگیخاکستریه
فرداش یکی خبر می ده دلت پیش دیگریه
اگه تو از پیشم بری شمع دونیا دق میکنن
شکایت چشم تو رو به مررغ عاشق میکنن
اگه بری پرستوها از زندگیشون سیر میشن
آهوا توی دام صیادای پیر اسیر می شن
اگه بری دریا پر از اشک و نیاز ماهیاس
شبای شهرمون مثه چشمای عاشقت سیاس
اگه بری یه شب تو خواب دریا رو آتیش می زنم
نردبون آسمون و با هر چی نوره می شکنم
اگه بری پروانه ها شمعا روخاموشن میکنن
قنریای قفسی دل و فراموش میکنن
اگه بری پلک گلا از غم عشق تو تره
یکی مثه من دلش از چشمایتو بی خبره
اگه تو از پیشم بری پنجرمون بسته میشه
یه دل با صد تا آرزو از زندگی خسته میشه
اگه بری مجنون دیگه از من و تو نمیگذره
نرو بذار ببینمت باز از کنار پنجره
اگه بری من می مونم با بازی های سرنوشت
که من رو تو دوزخ گذاشت ترو فرستاد به بهشت
اگه بری به آسمون شب شکایت میکنم
یه شب می شینم با خدا تا صبح خلوت میکنم
اگه بری پرنده ها بر نمی گردن به لونه
بی تو کدوم پرنده ای راه خودش رو می دونه
اگه تو از پشم بری تو ابرا غوغا میکنم
برای مردن گلا بهونه پیدا میکنم
اگه تو از پیشم بری یاسا ترک بر میدارن
شبنما رو گل رز مگه حتی طاقت میارن
اگه بری مردم منو به هم دیگه نشون می دن
می پرسن از همدیگه که چی راجع من شنیدن
اگه بری همه میگن عشق منو تو هوسه
بمون با هم نشون بدیم که عشق ما مقدسه
اگه بری می لرزه فرهاد وستون بیستون
به خاطر اونم شده تو تا ابد پیشم بمون
اگه بری می گن دیدی این آخر و عاقبت ش
ما هیچ کدوم و نمی خوایم نه رنج و ئنه محبتش
اگه بری نمی دونن شاید واست خوشبختیه
نمی دونن لذتت بعضی خوشیا تو سختیه
اگر چه وقتی تو بری دیگه من و نمی بینی
اگه بخوای هم می باید تا فصل محشر بشینی
اما تورو جوون خودت که از همه عزیزتری
با یک نگاهت منو تا اوون ور دنیا می بری
اگه میشه بری یه جا به آرزوهات برسی
یا که دور از چشمای من قلبتو دادی به کسی
برو منم با ید تو زندگی روسر میکنم
گاهی به اشتیاق تو قلبم و پر پر میکنم
عیدا که شد عشق تو رو توقلب هفت سین می چینم
با اینکه رفتی باز تو رو کنارهفت سین می بینم
غصه نخور دنیای ما سمبل بی وفاییه
هر چی من و تو می کشیم تقصیر آشناییه
راستی اگه بخوای بری این جوری طاقت می یارم
خودم باید دست تو رو دست غربت بذارم
اگه بری دنبال تو میام تا اوج آسمون
اون وقت می بینم همه رو پس تو نرو پیشم بمون
دلت می خواد اگه یه روز بدون من می رفتی یه جا
دنبال مهربونیات آواره شم تو کوچه ها
اگه بری یه وقت می ای میبینی مریم نداری
اون وقت باید دسته گل و رو خاک مریم بذاری
اگه بری بیدای مجنون و پریشون می کنم
سقف دل و بر سر آرزوها ویرون میکنم
اگه بری اینجا یه دل بمون که صاحب اون مریمه
اگه بری دعای من بازم می یاد پشت سرت
من به فدای تو و عشق توو فکر سفرت